خوش آمديد, مهمان

موضوع: مشروح جلسه نقد کتاب فرهنگنامه اصول فقه

مشروح جلسه نقد کتاب فرهنگنامه اصول فقه 8 سال 2 ماه قبل #43

  • مدیر سایت
  • مدیر سایت's Avatar
  • آفلاین
  • مدیر انجمن
  • ارسال ها: 27
  • تشکرهای دریافت شده: 2
  • امتياز: 3
در اين نشست حجت‌الاسلام دكتر مهدي مهريزي، استاد دانشگاه و رييس كتابخانه تخصصي فقه، دكتر محمد سميعي، عضو هيات علمي دانشگاه تهران و استاد مرادي، مسوول گروه ترجمه دارالاحديث، به عنوان منتقدان و حجت‌السلام عبدالرحيم سليماني مدیر گروه پژوهشی اصطلاحنامه و فرهنگنامه و عضو هیئت علمی مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی ، مدیر مرکز تخصصی کلام حوزه علمیه قم و مدیر بخش حکمت عملی پژوهشکده دانشنامه نگاری پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و حجت الاسلام دكتر مهدي نجيبي از اعضاي هيات علمي مركز اطلاعات و مدارك اسلامي ، عضو گروه پژوهشی فرهنگنامه و عضو شورای علمی گروه دانشنامه اخلاق قرآنی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به عنوان مدافعان فرهنگ‌نامه اصول فقه در جلسه حضور داشتند.

در اینجا به بخشی از سخنان و پاسخ های حجت الاسلام نجیبی به پرسش ها و اشکالات منتقدان اشاره می گردد:

بخش عمده اشکالات مطرح شده به عدم آشنایی با اصطلاح نامه و قواعد اصطلاح نامه نگاری و عدم اطلاع از سیاست های کلی حاکم بر فرهنگنامه اصول فقه بر می گردد. از کسانی که مسئولیت نقد فرهنگنامه ای با چیدمان و نظم اصطلاحنامه ای را می پذیرند انتظار است که اشکالات خود را با لحاظ اصطلاحنامه محور بودن آن فرهنگنامه مطرح کنند و اطلاعات و آگاهی های قابل قبولی از اصطلاحنامه نگاری دارا باشند.
از مدعوین محترم پوشیده نماند که برگرار کنندگان جلسه توافق نمودند، برخی اشکالات که زمان پاسخگویی به آن وجود ندارد، در ضمن مقاله ای و یا از طریق درج در سایت مرکز پاسخ داده شود.در ادامه به برخی اشکالات پاسخ داده می شود:
1. اشکال شد: اصطلاحات علم اصول فقه از حدود 500 اصطلاح تجاوز نمی کند، شما چگونه ادعا می کنید در اصطلاح نامه خود حدود 6000 اصطلاح گرد آورده اید.
پاسخش: تشابه اسمی و اشتراک لفظی همواره سبب اشتباه است.
تعریف اصطلاح در علم اصطلاح نامه نگاری با برداشتی از اصطلاح که نزد عرف حوزیان وجود دارد، متفاوت است و یکی دانستن آن دو سبب بیان چنین اشکالی شده است.
اصطلاح در اصطلاح نامه نماینده و نمایشگر بخشی از اطلاعات یک دانش است و هر کلید واژه ای که بیانگر این امر باشد، اصطلاح محسوب می شود. هر چند نزد عرف، اصطلاح تنها شامل برخی از اصطلاحات رایج و مشهور گردد.
2.اشکال دیگر به ضابطه جمع یا مفرد بودن برخی اصطلاحات و مدخلها بود.
پاسخ: جمع و یا مفرد بودن یک اصطلاح تابع اصول و مقررات خاصی است که در کتب تخصصی بیان شده و نه سلیقه شخصی.
3.اشکال : برخی اصطلاحات مثل "حفظ نسل " و " حفظ مال" نا مأنوس است.
پاسخ: این اشکال ناشی از این است که اصطلاحات اصطلاح نامه تنها از برخی منابع رایج حوزه علمیه اخذ نشده، بلکه از بیش از 160 منبع اصولی شیعه و سنی استخراج گردیده و نامأنوس بودن دلیل بر اصطلاح نبودن آن ها نیست. برای مثال در اصطلاح نامه اصول فقه اصطلاح "اجامیع" به "اجماع" ارجاع داده شده است و همین امر بجهت نامانوس بودن، ابتدا مورد اعتراض برخی واقع شد. اما هنگامی که منبع مستند این اصطلاح ارائه شد، مورد قبول قرار گرفت که اصطلاح نامه نگاران در گزارش خود درست عمل کرده اند.
4.اشکال دیگر در مورد ترجمه است که چرا در برخی موارد متون عربی ترجمه نشده است؟
پاسخ: یکی از سیاست های کلی تدوین فرهنگنامه اصول فقه این بود که متون عربی که ترجمه آن ها بگونه ای از مطالب بیان شده در قبل و یا بعد از متن عربی فهمیده می شود، ترجمه نشوند. و تنها متونی که در قبل یا بعد متن عربی به ترجمه آنها اشاره نشده، ترجمه شوند .
5.اشکال بعد نسبت به نحوه آدرس دهی روایات بود که چرا آدرس منابع روایی نیامده و تنها به منابع اصولی آدرس داده شده است؟
پاسخ سیاست کلی فرهنگ نامه اصول فقه بر این بود که چون تعداد روایات زیاد نمی باشد و پیرامون هر یک مباحث اصولی خاص مطرح است، تنها به ذکر منابع اصولی اکتفا شود.
6.در مورد ملاک اعتبار منابع اشکال شد که ملاک اعتبار آن ها چیست؟ اشملیت یا اقدمیت یا اشهریت؟و چرا ملاک در مقدمه بیان نشده؟
در پاسخ گفته شد: ملاک، اعتبار و ارزش آنها نزد اصولیان، قدمت ، رایج بودن و مشهور بودن آن ها در مجامع حوزوی است و این امر از طریق تهیه لیستی از منابع به حسب ملاک های یاد شده و مشاوره با اساتید مبرز حوزه علمیه حاصل گردیده است.
ناگفته نماند که چون سیره عالمان اصولی تعریف همه اصطلاحات نبوده است در مواردی که توضیح و یا تعریفی نسبت به یک مدخل در کتب دست اول یافت نشود به منابع دست دوم و رایج استناد می گردد. افزون بر این که چون مخاطبان فرهنگنامه ها هم مبتدیان و هم متوسطان و هم عالمان هستند، لازم بود که از منابع و شرح های رایج در حوزه ها و مجامع دانشگاهی نیز استفاده شود و آدرس داده شود تا فرهنگنامه جنبه کاربردی تری پیدا نماید و این امری است که در برخی فرهنگنامه ها دیده می شود.
7.اشکال دیگر راجع به کثرت ارجاعات بود، که این همه ارجاع در فرهنگنامه بی سابقه است.
بیان شد: کثرت ارجاعات بعنوان یک حسن در تدوین فرهنگنامه ها مطرح است و نه یک عیب، زیرا یکی از اصول فرهنگنامه نگاری را که همانا سهولت بازیابی مدخل هاست، محقق می سازد .نباید کاربر را مجبور کرد که تنها از طریق اصطلاح و واژه خاصی به مطلب مورد نیازش دسترسی پیدا کند ، تا آنجا که ممکن است باید اصطلاحات و کلید واژه هایی را که یک کاربر ممکن است انتخاب کند تا به مطلب برسد در اختیار او نهاد، برای مثال برای رسیدن به مدخل "خبر" بایداز طریق" اخبار ، روایت، روایات ،حدیث یا احادیث ، سنت(خبر)،سنت حاکی" و مانند آن ها به آن مدخل ارجاع داد، تا اگر کاربر از طریق اصطلاح روایت و یا حدیث جستجوی خود را آغاز نمود، دست خالی برنگردد.
8.اینکه گفته شد چرا همه اطلاعات راجع به یک مدخل مانند" اصل استصحاب" در ذیل آن ارائه نشده است، بلکه در ذیل مدخل های اخص و یا وابسته به آن بیان شده است.
پاسخ آن این است که: خصوصیت و فایده فرهنگ نامه های اصطلاح نامه محور این است که اطلاعات هر مدخل تنها در ذیل آن بیان شود و این همان محقق ساختن اصل " عدم هم پوشانی" است.
9. در خلال جلسه بعد از بیان سیاست مرکز نسبت به ترجمه بخشی از متون عربی که مفهوم آن از قبل و بعد از آن متن بدست نیاید،یکی از ناقدان که در قبل ادعا کرده بود هیچ متنی ترجمه نشده از راه تورق سریع ادعا کرد که برای نمونه در چهل صفحه اول فرهنگنامه هیچ متنی ترجمه نشده است، در همانجا به ایشان گفته شد که این ادعای شما نیاز به تامل بیش تری دارد و براستی ایشان چگونه در مدت زمان اندکی این همه صفحه را مطالعه کردند و با قاطعیت چنین ادعایی را مطرح نمودند!
بعد از جلسه هنگامی که محققان مرکز این ادعا را بررسی نمودند، معلوم شد ، در خلال این صفحات متون و روایاتی ترجمه شده است و این ادعا صحیح نیست(چون اولین مدخل در صفحه 57 و بعد از مقدمه ارائه شده، چهل صفحه بعد آن می شود حدود صفحات 120)برای نمونه رجوع شود به: ص92 مدخل"اجماع عترت"،ص 91 مدخل"اجماع شیخین"،ص89 مدخل"اجماع خلفای راشدین"،ص87" اجماع اهل مدینه"،ص86مدخل"اجماع امامیه"،ص73مدخل" اجتهاد در عصر ائمه"ص68و69مدخل"اجتهاد(خاص)و مدخل"اجتهاد(عام)و....
10.از دیگر اشکالاتی که بدون استناد به مدرک معتبری بیان شد، این است که:در مدخل "احدثیت روایت"ص100 گفته شده:"احدثیت روایت از مرجحات سندی است... در حالی که بنظر بنده این مطلب صحیح نیست."
در پاسخ گفته می شود: در فرهنگنامه به تبع اصطلاحنامه اصول فقه ، مرجحات در یک تقسیم کلی به مرجحات سندی(اعم) و مرجحات دلالی تقسیم شده و در مرجحات سندی(اعم) بیان شده که در مقابل مرجحات دلالی است.آنگاه در مرجحات دلالی بیان شده که مرجحات دلالی همان مرجحات باب ظواهر بوده و به ترجیح اظهر بر ظاهر برمی گردد و نوعی مرجح عرفی است که سبب تصرف در ظهور یکی از دو روایت متعارض می گرددو نمونه هایی از آن همچون "ترجیح دلیل خاص بر عام" و" ترجیح تخصیص بر نسخ" بیان شده است. حال با این بیان آیا می توان گفت "احدثیت روایت" مرحج دلالی است و مرجح سندی(اعم) نیست؟!
لازم به ذکر است که خاصیت فرهنگنامه های متکی براصطلاحنامه این است که باید هر اصطلاح و مقابل آن را شناخت تا از طریق اشتباه در لفظ و اشتراک لفظی گمراه نشد.البته این نیاز به تامل داردو با یک نظر سطحی بدست نمی آید. ایشان به احتمال زیاد به فرق میان مرجحات سندی(اعم) و مرجح سندی(اخص)ـ که با مرحج صدوری بک و بج شده است ـ خوب توجه نکرده اند.! (برای اطلاع بیش تر از تقسیم مرجحات به سندی (اعم) و دلالی و مفهوم آن ها به کتاب اجود التقریرات،ج2 ،ص512 و کتاب اصول الفقه مظفر ج2 ص 430 به بعد بخصوص مبحث جمع عرفی مراجعه شود )
11.از جمله اشکالات این بود که چرادر ذیل مدخل"آیه نبا" از کتاب "الذریعه الی اصول الشریعه"سید مرتضی(ره) آدرسی ذکر نشده است؟
پاسخ:در ذیل مدخل "آیه نبا" آمده است :"آیه نبااز آیاتی است که اصولیون از دیر باز برای حجیت خبر واحد به آن تمسک نموده اند..."
بنابراین کسی که که به حجیت خبر واحد معتقد است به این آیه بر حجیت استناد کرده است و شما خوب می دانید که "سید مرتضی" از جمله شمار اندکی از اصولیانی است که حجیت خبر واحد را قبول ندارد،(رجوع شود به الذریعه ج2 ص528).حال چگونه می توان از او استدلالی بر آیه نبا نسبت به حجیت خبر واحد بدست آورد و سپس آدرس داد؟
برای اطلاع بیش تر به مدخل "حجیت خبر واحد" رجوع شود.در آنجا گفته شده که "سید مرتضی" معتقد است خبر واحد مجرد از قرینه مطلقاحجیت ندارد.بنابراین سید مرتضی دلالت آیه نبا بر حجیت خبر واحد را نمی پذیردو این در حالی است که در اصطلاحنامه طبق نظر مشهور اصولیان "آیه نبا" زیر مجموعه ادله حجیت خبر واحد قرار دارد و نمی توان از سید مرتضی در این مورد آدرس آورد.

نکته:در همین جا به این نکته اشاره می شود که ممکن است که در باره یک مدخل و در ذیل آن بتوان ده ها آدرس آورد. اما سیاست فرهنگنامه نویسی اقتضا دارد که در ذیل هر مدخل فقط به تعدادی از آن ها اشاره کرد و در نهایت با پراکندگی مناسب آدرس ها در ذیل مدخل های مرتبط می توان هم به تمامی منابع اشاره کردو هم از تکرار همه آن ها در ذیل مدخل های مرتبط جلوگیری نمود.

12.از جمله اشکالات مطرح شده که بدون استناد به منبع معتبری بیان شد، این بود که در مدخل"اجتهاد در اصول فقه" گفته شده که این اجتهاد در مقابل "اجتهاد در فروع" است و بنظر بنده چون در تعریف "اجتهاد در فروع" گفته شده "قوت استنباط" یا "عملیات استنباط" پس نباید در تعریف این نوع اجتهاد( یعنی اجتهاد اصولی) این دو کلمه آورده شود.
پاسخ: رجوع شود به منابع آدرس داده شده، که چگونه اجتهاد را مترادف استنباط معنا کرده اند و بعد آن را به این دو قسم و اقسام دیگر تقسیم نموده اند و اگر منبعی برای سخن خود دارید ذکر نمایید.
13. اشکال شد که چرا نام فلان منبع اصولی به شخصی غیر از نویسنده استناد داده شده و چرا منابع ذکر شده در ذیل مدخل ها نظم خاصی ندارد.
پاسخ: این اشکال را می پذیریم اما اینطور نبوده که متوجه آن نبوده باشیم ، نسبت به منابع در آخرین تصمیم گیری ها قبل از چاپ به شهادت بنده و رئیس مرکز حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر یعقوب نژاد قرار شد که منابع بحسب نام کتاب ها بصورت الفبایی تنظیم شود، اما بدلیل غفلت و یا اشتباه در برنامه نویسی این امر میسر نشد و در مورد مشکل کتاب یاد شده در خلال جلسه مهندس برنامه نویس مرکز، جناب مهندس خاتمی به ایشان توضیح دادکه این ناشی از اختلال در برنامه بوده و لذا این اشکال در پرینت های فبلی نبوده و هم اکنون در برنامه ورود اطلاعات مرکز اصلاح و بر طرف شده است.
14. اشکال شد که چرا در آدرس دهی دوگانه عمل شده و در برخی مدخل ها آدرس درون متنی وجود دارد و در برخی وجود ندارد.
پاسخ: این اشکال ناشی از تغییر سیاست های کلی مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی در فرهنگنامه نویسی بود که ابتدا قرار شد آدرس ها تنها در پایان متن آورده شود و به قسمت خاصی از متن آدرس خاص داده نشود؛ اما بعد از مدتی چون لازم دانسته شد بمانند سیاست فرهنگنامه نویسی هر قطعه از متن آدرس داده شود و سپس با علامت(1) و (2) در پایان هر مدخل، آدرس هر قسمت داده شود و در نهایت همه آدرس ها نیز بطور کلی آورده شود . سیاست قبلی عوض شد، و چون برگشتن و تصحیح مدخل های قبلی طبق سیاست جدید زمانبر بود ، قرار شد در این ویرایش به همین صورت عرضه شود و در ویرایش بعد، سیاستی یکسان در همه مدخل ها جاری شود.
از ارائه نظرات و اشکالات استقبال می شود. والسلام.
مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی
آخرين ويرايش: 8 سال 2 ماه قبل توسط مدیر سایت.

پاسخ: مشروح جلسه نقد کتاب فرهنگنامه اصول فقه 8 سال 2 ماه قبل #44

  • سید تقی واردی
  • سید تقی واردی's Avatar
  • آفلاین
  • مدیر انجمن
  • ارسال ها: 47
  • تشکرهای دریافت شده: 2
  • امتياز: 2
نشست فوق الذکر یکی از کارهای لازم در مجموعه کارهای مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی بود تا یکی از کارهای عرضه شده در جامعه ، از فضای بیرون مورد نقد و بررسی قرار گیرد.
انصافا نقدها عالمانه و منصفانه بود ، گرچه برخی از آن ها وارد نبود و پاسخ داشت ولی برخی دیگر وارد بوده و نیاز به بررسی بیشتر و جامع تری از سوی محققان و دستاندرکاران مرکز دارد تا در آینده آثار سالم تر و کم اشکال تری را ارائه نمایند.
جا دارد از موسسه پارسا و خانه کتاب که متولی برگزاری این نشست علمی بودند تقدیر و تشکر کرد.
یا علی

پاسخ: مشروح جلسه نقد کتاب فرهنگنامه اصول فقه 8 سال 2 ماه قبل #45

  • مهدی نجیبی
  • مهدی نجیبی's Avatar
سید تقی واردی گفته:
انصافا نقدها عالمانه و منصفانه بود ، گرچه برخی از آن ها وارد نبود و پاسخ داشت ولی برخی دیگر وارد بوده و نیاز به بررسی بیشتر و جامع تری از سوی محققان و دستاندرکاران مرکز دارد تا در آینده آثار سالم تر و کم اشکال تری را ارائه نمایند.


برادر عزیز آقای واردی بنده نیز با شما در این که اینگونه جلسات مفید است و سبب می شود ما با نقائص کارمان بیش تر آشنا شویم و در آینده آثار بهتری را ارائه کنیم موافقم.
اما از شما به عنوان یک مسئول انتظار است که از قبل نسبت به نحوه برگزاری چنین جلساتی هماهنگی بهتری بنمایید. شما می دانید که قرار بود این جلسه در دو هفته بعد از تاریخ یاد شده ،برگزار شود؛ و نسبت به اشکالات محتوایی بدلیل این که انتقال به اشکال در جلسه و فهم آن و سپس پاسخ به آن زمانبر است ـ بخصوص باتوجه به فاصله گرفتن ما از مباحث اصولی و پرداختن به تدوین فرهنگنامه کلام ـ توافق شد که قبل از جلسه بما ارائه شود.ولی این امر محقق نشد نسبت به مدیریت زمان و این که در آخر جلسه تنها اشکالات آن ها بیان شد و زمانی برای پاسخگویی بما داده نشد.و نیز نسبت به نحوه گزارش جلسه در رسانه ها که به اقرار دوستان این کار کاملا غیرمنصفانه انجام گرفت و از کل پاسخ های ما فقط قسمتی که متواضعانه گفته شد:" میپذیریم برخی اشکالات برکار وارد است" نقل شد و پاسخ هایی که در ادامه گفته شد ،هیچکدام ارائه نشد.و این ها مواردی بود که از شما بعنوان مسئول و مدافع زحمات محققان انتظار پی گیری آن را داشتیم. نه تعریف بی دلیل و عالمانه دانستن همه گفته های ناقدان. هرچند که در این بین نقد های خوبی نیز بود.
اما این که فرمودید تمامی اشکالات کاملا عالمانه و منصفانه بودرا بطور کلی نمی پذیرم . زیرا برای کسانی که اندک آشنایی با اصطلاحنامه نگاری دارند ، مثل روز روشن بود که بیش تر اشکالات ارائه شده ـ که بنده در همین قسمت به آن ها پاسخ داده ام ـ ناشی از عدم آشنایی منتقدان با اصطلاحنامه نگاری بود.اما آن بخش از اشکالات آن ها که به مقدمه نوشته شده بر فرهنگنامه بر می گشت که چرا مثلا ملاک اعتبار کتب نوشته نشده که جناب رئیس مرکز شجاعانه آن را ناشی از غفلت در بیان ضوابط گزینش منابع معتبر دانست. و یا اشکالاتی مربوط به نحوه آدرس دهی منابع و مانند آن که باید در مقدمه ذکر می شد و غفلت شد.اما برخی اشکالات به ویراستاران و امور فنی بر می گشت که چرا نام یک کتاب اشتباه آمده و یا چرا نظم آدر س های ذیل مدخل ها که الفبایی بود در آخرین دقائق قبل از چاپ بهم ریخت اما این که چرا در چاپ دوم اصلاح نشد به شما (مسئولان پی گیری) برمی گردد، نه به محققان زحمت کشی که همه سعی خود را نموده اند . در نهایت بیش تر اشکالات شکلی بود و متوجه اصطلاحنامه و نه فرهنگنامه و از اشکالات محتوایی موثر که مستند به منبع معتبر باشد،خبری نبود.
برای مثال کسی که سوال می کند چرامدخل "خرق اجماع مرکب " وجود دارد ؛ ولی مدخل "خرق اجماع " وجود ندارد؟ چه اندازه عالمانه صحبت کرده است؟! و چه اندازه با علم اصول فقه آشنا است؟ و نیز کسی که می پرسد چرا مشتق(اصول) و مشتق(ادبیات) اخذ شده ،چه مقدار با اصطلاحنامه و توضیحگر ها آشنا است؟و چه مقدار عالمانه سخن گفته است؟
از جمله اشکالات این بود که چرادر ذیل مدخل"آیه نبا" از کتاب "الذریعه الی اصول الشریعه"سید مرتضی(ره) آدرسی ذکر نشده است؟
پاسخ:در ذیل مدخل "آیه نبا" آمده است :"آیه نبااز آیاتی است که اصولیون از دیر باز برای حجیت خبر واحد به آن تمسک نموده اند..."
بنابراین کسی که که به حجیت خبر واحد معتقد است به این آیه بر حجیت استناد کرده است و شما خوب می دانید که "سید مرتضی" از جمله شمار اندکی از اصولیانی است که حجیت خبر واحد را قبول ندارد،(رجوع شود به الذریعه ج2 ص528).حال چگونه می توان از او استدلالی بر آیه نبا نسبت به حجیت خبر واحد بدست آورد و سپس آدرس داد؟
برای اطلاع بیش تر به مدخل "حجیت خبر واحد" رجوع شود.در آنجا گفته شده که "سید مرتضی" معتقد است خبر واحد مجرد از قرینه مطلقاحجیت ندارد.بنابراین سید مرتضی دلالت آیه نبا بر حجیت خبر واحد را نمی پذیردو این در حالی است که در اصطلاحنامه طبق نظر مشهور اصولیان "آیه نبا" زیر مجموعه ادله حجیت خبر واحد قرار دارد و نمی توان از سید مرتضی در این مورد آدرس آورد.

نکته:در همین جا به این نکته اشاره می شود که ممکن است که در باره یک مدخل و در ذیل آن بتوان ده ها آدرس آورد. اما سیاست فرهنگنامه نویسی اقتضا دارد که در ذیل هر مدخل فقط به تعدادی از آن ها اشاره کرد و در نهایت با پراکندگی مناسب آدرس ها در ذیل مدخل های مرتبط می توان هم به تمامی منابع اشاره کردو هم از تکرار همه آن ها در ذیل مدخل های مرتبط جلوگیری نمود.

از جمله اشکالات مطرح شده که بدون استناد به منبع معتبری بیان شد، این بود که در مدخل"اجتهاد در اصول فقه" گفته شده که این اجتهاد در مقابل "اجتهاد در فروع" است و بنظر بنده چون در تعریف "اجتهاد در فروع" گفته شده "قوت استنباط" یا "عملیات استنباط" پس نباید در تعریف این نوع اجتهاد( یعنی اجتهاد اصولی) این دو کلمه آورده شود.
پاسخ: رجوع شود به منابع آدرس داده شده، که چگونه اجتهاد را مترادف استنباط معنا کرده اند و بعد آن را به این دو قسم و اقسام دیگر تقسیم نموده اند و اگر منبعی برای سخن خود دارید ذکر نمایید.

با کمال تواضع توصیه می کنم ، بار دیگر اشکالات مطرح شده و سپس پاسخ های بنده را به آن ها را در بخش بالا ملاحظه بفرمایید و بگویید ، کدامیک از آن ها از سوی برخی ناقدان مطرح نشده و اگر شده چه مقدار حکایت از علم و اطلاع ایشان از اصطلاحنامه نگاری و فرهنگنامه نویسی دارد. متشکرم
آخرين ويرايش: 8 سال 2 ماه قبل توسط مهدی نجیبی.

© كليه حقوق معنوي اين سايت مطابق قوانين نرم افزاري متعلق به پژوهشکده مدیریت اطلاعات و مدارك اسلامي مي باشد.